این روزای اراد
به سفارش دوست خوبم مامان امیر علی به وسیله تلخک و صبر زرد بالاخره اراد رو از شیر گرفتم حالا از موقعی که از شیر گرفتمش مثل کنه چسبیده به من نمیذاره از پیشش تکون بخورم میگم مامانی یکم برو اونور میگه مامانی کنه اومده دیگه!!!! کاری نمیکنم فقط میگیرم بغلمو یییییییییییی عالمه بوسش میکنم هر روز میریم پارک عاشق قصر بادیه ولی تا حالا جرات نکرده سوارش بشه خدا رو شکر غذا خوردنش خیلی خوب شده حتی حبوباتش رو میخوره ارادی که تا حالا یدونه عدس میکس شده نخورده بود خوب خوب الان بدون میکس میخوره دیگه نمیذاره پوشک بگیرمش خدا رو شکر جیشم نمیکنه تو پ...


